حقانیت امامت امام علی علیه السلام
حقانیت امامت امام علی علیه السلام
چه دلایل عقلی منوط بر زنده بودن امام زمان (عج) در آخرالزمان وجود دارد؟
وجود امام زمان(ع) و امامت آن حضرت از مباحث امامت خاصه است که برای اثبات آن مستقيماً نمي توان از دليل عقلي بهره گرفت، بلكه با استخدام دليل عقلي در امامت عامه و ضرورت وجود امام در همه زمان ها و استناد به روايات و نقل هاي تاريخي که در این زمان، امام را منحصر در وجود حضرت مهدي(عج) می کند، می توان به مقصود نائل آمد.
ضرورت وجود انسان معصوم و حجت الهي در همه زمانها با استناد به دلایل متعدد عقلی در امامت عامه است مثلا نبوت و امامت يك فيض معنوي از جانب خداوند است و بر اساس قاعده لطف باید چنین لطفی همیشگی باشد.
روایاتی هم که دلالت می کنند آن انسان معصوم و کامل در وجود امام زمان (عج) منحصر گشته است به حدی زیاد است که قابل انکار نیست تا جایی که بسياري از دانشمندان نامدار اهل سنت پذيرفته و در كتاب هايشان متذكر شده اند که: مهدي موعود فرزند امام حسن عسكري(ع) است و در سامراء در سال 255 هجري متولد شده است و در پس پرده غيبت زندگي مي كند و روزي به امر خداوند ظهور خواهد كرد.
پذیرش طول عمر حضرت مهدی(عج) نیز هيچ گونه استبعادی ندارد. زیرا آن حضرت با دانش خدادادي و با استفاده از روشهاي طبيعي و علمي ميتواند برای مدتي بسیار طولانی و بدون اینکه آثار فرسودگي و پيري در او پديدار گردد، در این دنيا زندگی کند. علاوه بر اینکه استبعادي ندارد كه در عالم انساني خداوند حجت خود را به عنوان ذخيره و پشتوانه اجراي عدالت و نفي و طرد ظلم و ظالمان، به صورت استثناء و فراتر از عوامل طبيعي و ظاهري قرار دهد .
وجود امامان معصوم (ع) دارای برکات بسیار زیادی است. تعدادی از این فواید مربوط به حضور و ظهور آنها در میان مردم است اما چنین نیست که اگر یکی از آنها از نظرها غایب شود دیگر وجود مبارکش برای مردم و کل عالم هستی فایده ای نداشته باشد. در ذیل با الهام از احادیث و کلام بزرگان دین بعضی از برکات وجود امام زمان (در حال غیبت) شمرده می شود:
1. قیام به براهین واضحه:
امامان چه ظاهر باشند چه غایب، خود حجت های خداوند بر روی زمین و براهین آشکار الهی اند و همچنین برای خدا با برهان روشن قیام می کنند.
امام علی (ع) می فرماید: ای کمیل زمین هیچ گاه از حجت الهی خالی نیست که برای خدا با برهان روشن قیام کند چه آشکار و یا بیمناک و پنهان.[1] به این مضمون از دیگر معصومین نیز روایاتی رسیده است که تاکید دارد زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نیست.
2. واسطه فیض الهی بودن:
امام سجاد (ع) می فرماید: ما (امامان) امان اهل زمین هستیم، به واسطه ماست که آسمان بر زمین فرود نمی آید به واسطه ما باران رحمت حق نازل و برکات زمین خارج می شود ما اگر روی زمین نبودیم زمین اهلش را فرو می برد... تا به حال هیچ وقت زمین از حجت خالی نبوده ولی آن حجت گاهی ظاهر و گاهی غایب است.[2]
در زیارت مبارکه ی جامعه ی کبیره نیز به بعضی از این آثار اشاره شده است:
خداوند به خاطر و به واسطه شما باران می فرستد و به خاطر شما است که آسمان بر زمین نمی افتد و به خاطر شما غم ها و ضررها برداشته می شود[3]
بوسیله ایشان نعمتهای خاص و عام خداوند بر مردم و شیعیان نازل می شود[4].
3. استفاده مردم از وجود ایشان:
از امام سجاد (ع) سؤال شد مردم چگونه از امام غایب استفاده می کنند؟ فرمود: همان گونه که از خورشید پشت ابر استفاده می کنند.[5]
همان طور که خورشید پشت ابر نور افشانی می کند نور ولایت آن حضرت نیز پرتو افشانی کرده و مردم (آگاه یا ناخودآگاه) از برکات این روشنایی استفاده می کنند. [6]
مرحوم محقق طوسی می فرماید: وجود امام (ع) لطف است و تصرفش لطف دیگری است و این که ایشان حضور ندارد بخاطر اعمال ماست.[7]
یعنی برای همگان این وجود لطف است و وجودش دارای برکات و آثار است، اگر چه حضور امام در اجتماع لطف دیگری است و برکات بسیاری را در پی دارد که ما از آن محرومیم و عامل این محرومیت هم اعمال ناشایشت ماست.
علاوه؛ اعتقاد به این که امام اگر چه غایب است ولی از گفتار و رفتار مردم آگاه است و اصولاً غیبت او به این صورت، که در میان مردم زندگی می کند ولی کسی او را نمی شناسد می تواند نقش مؤثری در گرایش انسان ها به سوی فضیلت و معنویت و دوری از معصیت داشته باشد.
4. افاضات علمی و عنایات ربانی ایشان که به مؤمنان اختصاص دارد.[8]
حضرت به مؤمنان و شیعیان خود توجه کامل دارند و به واسطه ایشان بلاها از شیعیان برداشته می شود و به کمالات معنوی می رسند. آن حضرت می فرمایند: ما ذکر شما را فراموش نمی کنیم و به وسیله ما است که خداوند بلا را از اهل و شیعیانم برطرف می کند
فلسفه وجودي امام زمان (عج) در عصر غيبت چيست؟
جواب چه حضور امام معصوم (ع) دارای برکات بسیار زیادی است اما وجود امام معصوم در حال غیبت نیز دارای برکات زیادی است که به طور اجمال بیان می شود:
1. واسطه فیض الاهی بودن.
2. استفاده مردم از وجود ایشان.
3. افاضات علمی و عنایات ربانی ایشان که به مؤمنان اختصاص دارد.
4. حجت الهی بودن که برای خدا با برهان روشن قیام می کند.
و از این روی و به خاطر صدها آثاری وجودی دیگر است که در روایات آمده است : زمین هیچگاه از حجت خداوند، خالی نمی ماند.
![]()
چرا موضوع حضرت مهدی به طور واضح توسط پیامبر اکرم (ص) ذکر نگردیده است؟![]()
اصل وجود مهدی (عج) در صدر اسلام موضوع مسلمی بوده به طوری که مسلمانان در اصل وجود آن حضرت شک و تردیدی نداشتند. پیغمبر اکرم (ص) اصل وجود مهدی (عج) و اجمالی از صفاتش و تشکیل دادن حکومت توحید و دادگستری و ریشه کن نمودن ظلم و ستم و غلبه ی دین اسلام و بعضی از اصلاحاتی را که به دست آن جناب انجام می گیرد، را برای عموم مسلمین بیان فرمودند و آنان را به این گونه نویدهای مسرت بخش دلگرم می نمود.[i]
پیرامون وجود مقدس حضرت مهدی موعود (عج) و قیام و ظهورش احادیث زیادی از پیغمبر (ص) صادر شده که سنی و شیعه آنها را نقل کرده اند، هر کس در آنها دقت کند برایش روشن می شود که موضوع مهدی و قائم (عج) در زمان پیغمبر اسلام (ص) در میان مسلمانان امر مسلمی بوده است و به طوری عقیده به وجود مبارک آن حضرت در آینده ای مشخص در بین مردم رایج بوده که مردم تنها از فروعاتی در باره ی آن حضرت (مثل نسب ، نام ،کنیه، زمان نهضت ، علائم ظهور، علت غیبت و ...) سؤال می کردند و از پیغمبر اکرم (ص) جواب می گرفتند. پیغمبر اکرم (ص) هم گاه و بی گاه از آن وجود مقدس خبر داده و مطالبی در باره ی آن حضرت می فرمودند: مهدی موعود (عج) از نسل من و از فرزندان فاطمه (س) و حسین (ع) متولد خواهد شد. گاهی نام و کینه ایشان را بیان می داشتند و گاهی علائم و مشخصات دیگری را بیان می کردند.[ii]
این احادیث علاوه بر کتب شیعه در کتب معتبر اهل سنت مانند "ینابیع المودة" به خوبی روشن و منعکس است
چگونه ممكن است كه يك صد هزار صحابى، حديث غدير را شنيده باشند و هيچ كدام در سقيفه اعتراض نكنند؟!![]()
اصل وقوع حادثه غدیر از طریق نقل تاریخی اثبات شده است.
تاريخ نويسان با ثبت وقايع و شنيدن سينه به سينهى اين داستان از زبان مردمان مورد اعتماد، از طوايف گوناگون، به صحت اين مطلب اذعان كردهاند. حجيّت اين مطلب به قدرى بود كه در ادبيات، كلام، تفسير و حتى معاجم حديثى معتبر اهل سنّت و شيعه راه پيدا كرد به نحوى كه نسائى دانشمند بزرگ اهل تسنّن، حديث فوق را به 250 سند نقل كرده است.
گذشته از این که اجتماع چنین جمعیتی در غدیر خم هیچ گونه استبعاد عقلی ندارد، زیرا واقعه ی غدير در سال دهم هجرت رخ داد كه تبليغات فراوان بر روى اسلام و خصوصاً فريضهى حج كه از شعائر الاهى شمرده مىشد، طبقات مختلف مردم را به اسلام متمايل كرده بود و مهم تر اين كه پيامبر اسلام، در آن سال به مردم اعلام كرده بود كه شخصاً براى آموزش احكام حج، در اين امر شركت خواهد كرد.
حال سؤال اين است كه چرا چنين جمعيّتى، در برابر انحراف سقيفه، اعتراضى از خود نشان نداده و راه سكوت را در پى گرفتند؟! آیا این نکته نمی رساند که حدیث غدیر دلالت بر ولایت حضرت علی نداشته است!؟.
در پاسخ باید گفت که: اساساً عموميّت عدم اعتراض صحابه در سقيفه، مورد نقض و ابطال است؛ زيرا بزرگانى چون سلمان، مقداد، طلحه و... در اعتراض به سران سقيفه، كوتاهى نكردند و حتى زبير، به سوى سر دمداران سقيفه شمشير كشيد.
اما گروهى كه سكوت را فراروى خود پسنديدند؛ يا به خاطر رعايت مصلحت و دورى از تفرق و خونريزى بود: مثل عباس عموى پيامبر و يا از روى ترس و تهديد عمّال خليفهى وقت. و يا اين كه خود از سركار آمدن اين گروه بهرههاى فراوانى مىبردند. مانند نياكان آنها و يا خاندان امويه. همچنین گروهی دیگر بودند که نه از روی امتناع و تهدید، بلکه به سبب شناختی که از علی (ع) به عنوان حاکمی عدالت گستر داشتند، دست از مخالفت برداشتند. آخر اين كه بخشى از مردم نيز، از روى جهل و نادانى، ابوبكر را به جاى حضرت على (ع) به خيال اين كه على (ع) است و به سفارش پيامبر در غدير عمل مىكنند؛ به خلافت برگزيده و با او بيعت كردند.
حضرت على (ع) هم طبق وصيّت حضرت پيامبر اسلام، مأمور بود که نگذارد جامعه به دو دستگی کشیده شود، لذا ایشان ده ها بار در مواقع مختلف با استناد به حدیث غدیر تنها به مخالفت قولی اکتفا کردند.
عمق معرفت و ایمان حضرت علی(ع) به مبدأ و معاد، وحی و نبوت و به طور کلی غیب عالم هستی، علم و عمل و اخلاص وصف ناپذیر وی در صحنه های مختلف زندگی، شجاعت مثال زدنی، زهد و تقوا، ایثار و گذشت، حلم و بردباری، قناعت و سخا، کمال وجودی و جامعیت آن حضرت نسبت به همه ی ارزش های انسانی و خصلتها و کمالاتی که دست یابی به آنها برای یک انسان والا امکان پذیر است و بالاخره دارا بودن تمام صفات لازمه ی اولیاء الله، از صفات و ویژگیهای امیر مومنان علی(ع) است. مقام علمی و معصوم بودن از هر خطا و گناه و رسیدن به مقام امامت، از دیگر صفات آن حضرت است.
این همه امتیاز و صفات و خصائص اخلاقی، معلول لیاقت، همت و تلاش خود آن حضرت است بدون در نظر گرفتن هر گونه نسبت خویشاوندی به پیامبر(ص)،چرا که پیامبر(ص) خویشاوندان زیادی داشت ولی هیچیک از آنان نتوانستند به مقام حضرت علی(ع) برسند. البته کسی که در مکتب پیامبر(ص) پرورش یافته، طبیعی است که این ویژگیهای اخلاقی و کمالات را مرهون پیامبر(ص) و مکتب اوست.
برخى معتقدند كه آيات مربوط به غدير خم، توسط اهل تسنن جا به جا شده، تا هدف آيهى مورد نظر، مبنى بر خلافت على (ع) آشكار نشود؟! نظرتان را دربارهى تحريف آيهى غدير بيان كنيد.![]()
بسيارى از مفسرين بزرگ قرآن كريم، چه از اهل تسنن و چه از مكتب شيعى، قايل به اين مطلب هستند كه، فراز "اليوم يأس الذين ... الأسلام ديناً" جملهى معترضهاى است در ميان آيهى سوم سورهى مائده. و نيز اكثراً بر اين مطلب اتفاق نظر دارند كه تعارض فوق از همان ابتدا و به أذن نبى اكرم بوده است؛ چرا كه اساساً حضرت حق (جل جلاله) امر ترتيب آيات را به پيامبرش واگذار نموده است اما اين موضوع - واگذارى ترتيب آيات به امت - با يكپارچگى قرآن به عنوان اعجاز الاهى كه همان فعل و كلام واحدهى حق تعالى است، منافات دارد؛ زيرا يكى از اركان اعجاز قرآن، اسلوب و نحوهى نگارش آن است. و مىدانيم كه با گسستن يك جزء مانند اسلوب و ترتيب از مجموعهاى سازمان يافته اساس آن مجموعه، متلاشى شده و كليت آن از بين مىرود.
اما اين كه جابه جايى آيات توسط اهل تسنن و معاندين امر خلافت على (ع) صورت گرفته باشد، مردود است؛ زيرا حساسيت حضرت رسول اكرم در مراقبت از قرآن كريم، كتابت قرآن توسط صحابهى برجسته حضرت پيامبر (ص) ، چون على (ع)، ابن عباس و... مانع از بروز اختلاف و يا جعل و تحريف در آيات و ترتيب آنها مىشد.
اما جعل و تحريف آيات در عصر حكومت خلفاى سه گانه نيز منتفى است؛ زيرا قرآنهاى موجود در آن عصر كه همگى به دستور عثمان جمع آورى شده بودند و پس از استنساخ به شهرها فرستاده مىشدند؛ مورد تأييد حضرت امير (ع) بوده و ردى از آن حضرت نسبت به اخلال در تركيب و متن آيات از جانب خلفا نرسيده است. در عصر ديگر امامان معصوم (ع) نيز به دليل اخبارى چون ثواب قرائت، حفظ قرآن و... دست نخورده بودن آيات به نحو كامل از مسلمات است. و اما پس از دوران حضرات ائمه (ع) نيز اين احتمال باطل است؛ چرا كه هيچ يك از صاحبان فكر و مفسرين بزرگ در حجيت قرآن شك نكرده و قايل به جابجايى در آن نشدهاند.
اين در حالى است كه قرآنهايى به خط نسخ و كوفى از عصر ائمه (ع) باقى مانده كه ديرينه شناسان قدمت آنها را تأييد كرده و قطعى مىدانند، جالب اين كه برخى از اين مصاحف منسوب به پيشوايان معصوم نيز هستند.
نتيجه اين كه با فرض پذيرش تعارض اين فقره از آيه ی سوم سورهى مائده، هرگز دست معاندين دخلى در اين امر نداشته و حتى از عهدهى رسول اكرم (ص) نيز خارج بوده و امرى است مختص به حضرت حق.
شايد بتوان گفت كه تعارض خاصى ميان اين فقره و ديگر فرازهاى سورهى مائده، وجود ندارد؛ چرا كه براى هر اهل تفكر بسى روشن است كه مبناى تأكيدى اين سوره بر پايدارى بر پيمانها و وفادارى به عهود است. فلذا خالى از وجه نيست كه بارى تعالى بزرگ ترين عهد خود با مردم را كه همان ولايت على (ع) است، در جاى جاى ديگر عهود مانند احكام جعلى و تشريعى، قرار دهد. تا گذشت زمان موجب غفلت از آن و فراموش شدنش نگردد، از اين رو است كه مىبينيم آيهى اكمال دين و اتمام نعمت در ميان آيات الأحكام قرار گرفته است.
بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب خودشان نقل شده است، می باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی متوسل نشود و چشم را به روی حقیقت نبندد.
در قرآن مجید آیات فراوانی است که با استفاده از احادیثی که از پیامبر اکرم (ص) در شأن نزول آنها وارد شده است، امامت امام علی (ع) را اثبات می نمایند.
به آیاتی چند توجه فرمایید:
1. آیه تبلیغ: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک...[i]» که طبق روایات معتبر از اهل سنت در جریان غدیر خم نازل شده است و در این روز تاریخی پیامبر(ص) با اعلام ولایت و جانشینی حضرت علی(ع) رسالت خود را تکمیل فرمود.
2. آیه ولایت: «انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاة...[ii]» که ولایت حضرت علی (ع)[iii] در کنار ولایت خدا و رسول(ص) قرار داده شده است.
3. آیه اولی الامر: یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم...[iv]» که اطاعت از اولی الامر را به نحو مطلق واجب کرده است، و از این الزام مطلق بدست می آید که امام باید معصوم باشد لذا غیر از حضرت علی(ع) که از عصمت برخوردار نیست، نمی تواند امام باشد. علاوه روایاتی که از کتب اهل سنت در ذیل این آیه به معرفی حضرت علی(ع) به عنوان امام و جانشین پیامبر (ع) پرداخته است، بیش ار اندازه است .
4. آیه صادقین: یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین...[v]» که می فرماید: ای اهل ایمان، تقوا داشته و با صادقین باشید و در روایات بیان شده است که: منظور از صادقین حضرت علی(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) می باشند.
به نام دوستار عشق
خطبه فدكيه كه به خطبه لمه نيز شهرت دارد يكي از مهمترين متون شيعي است كه به دليل مقطع زماني ايراد آن، محتواي آن و شخصيت والاي ايرادكننده آن آوازهاي بلند يافته است. موضوع اصلي اين خطبه، نقد تصميم خليفه براي بازداشتن آن حضرت از مزرعهي فدك و دفاع از حقانيت خود در اين زمينه است، اما اين خطبه هم در زمان ايراد و در زمانهاي بعد همواره دلالتي فراتر از درخواست فدك داشته است.
گرچه در جزييات اين خطبه در متون روائي گوناگون، اختلافهايي به چشم ميخورد كه امري كاملا طبيعي است، هيچ ابهاميدر اعتبار و حجيت اين خطبه وجود ندارد.نخستين منابع مكتوبي كه به نقل اين خطبه پرداخته اند به نيمه قرن دوم هجري اختصاص دارند.اين مقطع زماني نقطه شروع تدوين منابع روائي است و پديدآمدن كتابي مستقل با نام خطبه الزهراء در اين دوره خود به تنهايي نشان اهميت و جايگاه اين خطبه است.همچنين منابعي همچون بلاغات النساء تاليف ابوالفضل احمدبن أبي طاهر معروف به ابن طيفور (280ق) و كتاب السقيفه و فدك تاليف احمدبن عبدالعزيز جوهري(323ق) هر دو از علماي اهل سنت و كتابهاي من لايحضره الفقيه و علل الشرائع هر دو تاليف شيخ صدوق (381ق) تمام يا بخشهايي از اين خطبه را ذكر كرده اند.پژوهشهاي روائي و رجالي نشان ميدهد كه اين خطبه از سوي 92 راوي با 25طريق مختلف ذكر شده است.اگر تنها در محدوده زماني نيمه قرن اول هجري تا نيمه قرن چهارم هجري سلسله راويان اين خطبه در يازده طبقه دسته بندي شده اند، در طبقه نخست راويان چهره هاي برجسته اي همچون سيدالشهداء امام حسين عليه السلام و زينب كبري سلام الله عليها و نيز عايشه همسر پيامبر و عبداله بن عباس به چشم ميخورد.اين خطبه همچنان از سوي ائمه بزرگوار امام سجاد عليه السلام، امام باقرعليه السلام و امام صادق عليه السلام نيز نقل شده است.از سوي ديگر در هيچ يك از دوره هاي تاريخ اسلام نقل اين خطبه در منابع روايي و تاريخ متروك نمانده و از منابع باقي مانده قرن سوم بدين سو همواره شاهد نقل اين خطبه هستيم.آنچه گذشت مهمترين و پذيرفته ترين دليل اعتبار و حجيت خطبه براساس معيارهاي متعارف حديث شناسي است.در بررسيهاي قديم و معاصر، هيچ شبهه جدي درباره سنديت و اعتبار اين خطه به چشم نميخورد، اما شايد با ريزبيني در متون و منابع بتوان دو اشكال بر سنديت خطبه را بازشناخت: يكي شبهه ساخته و پرداخته ابوالعيناء بودن خطبه و ديگر قابل قبول نبودن نقل خطبه از سوي زيدبن علي بن حسين بن علي بن ابيطالب.
شبهه نخست، همان شبهه قديم است كه ابن ابي طيفور در كتابي به نام المنظوم و المنثور به آن اشاره كرده است.وي در گفتگو با يكي از راويان اين خطبه، ميگويد اينان ميپندارند كه اين خطبه از نظر بلاغت به سخنان ابوالعيناء ميماند و ساخته و پرداخته اوست.وي اين پنداركنندگان را نام نميبرد ولي ترديد زيادي وجود ندارد كه مراد وي گروهي از مخالفان شيعيان و معتقدان به طبيعي بودن سير حوادث صدر اسلام است.روايت كننده خطبه در پاسخ به وي ميگويد بزرگان شيعه را ديده ام كه از ديرباز اين خطبه را نقل كرده اند و آن را به فرزندان خويش ميآموختند و در بين خود به بررسي و يا درس دادن آن پرداختهاند و اينها پيش از تولد پدربزرگ ابوالعيناء بوده است.ابن ابي طيفور به اين سخن نقد نميزند و عملاً اين پاسخ را ميپذيرد، گرچه كلمه يزعمون (ميپندارند) به هنگام نقل شبهه نيز از اعتقاد او به وارد نبودن اين اشكال و شبهه حكايت ميكند.اين راوي ترديد در صحت انتساب اين خطبه به حضرت زهرا سلام الله عليها را ناشي از عداوت نسبت به اهل بيت عليهم السلام ميداند.يعني نخستين نقل كننده اين شبهه خود پاسخ متقني در نقد و رد آن هم ايراد كرده است.اين شبهه باتوجه به نمونه هاي موجود از بلاغت خانواده پيامبر در سخن گفتن نيز تاب دوام ندارد و بليغ و مسجع سخن گفتن زهراي مرضيه سلام الله عليها كاملاً طبيعي مينمايد.
شبهه ديگر هم كه باز به نقل ابن ابي طيفور برميگردد اين است كه وي خطبه را از زيدبن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب نقل ميكند و حال آن كه زيد به سال 122ق.به شهادت رسيد و ابي طيفور تازه در سال 204 ق.به دنبال آمده است و به هيچ روي نميتوان ملاقات بين اين دو را پذيرفت.اين شبهه نيز ناشي از خلط بين زيد شهيد با زيد بن علي بن حسين بن زيد العلوي است.بعلاوه طريق نقل خطبه منحصر به اين طريق نيست و خطبه از 24 طريق ديگر هم نقل شده است.
افزون بر اين نكات، ادله زير نيز استواري سند خطبه را تأكيد مينمايد:
- بررسي سياق و محتواي دروني خطبه (نقد دروني) و مشاهده تناسب آن با سخنان منقول از معصومان عليهمالسلام و ديگر سخنان حضرت زهرا سلام الله عليها.
- نقل فراوان آن در گذشته و حال در منابع اهل سنت.شارح بزرگ نهج البلاغه ابن ابي الحديد نيز به هنگام نقل خطبه تصريح ميكند كه من بر رويه خود همه اخبار فدك( و از جمله خطبه حضرت زهراء سلام الله عليها) را از اخبار و سيره هاي منقول از زبان اهل حديث و كتاب هاي آنها نقل ميكنم و نه از كتب و رجال شيعه .اربلي به هنگام نقل خطبه در كشفالغمه چنين ميگويد: و قد اوردها المؤالف و المخالف .
- ذكر خطبه در كتاب شافي سيدمرتضي علم الهدي (436 ق.).باتوجه به اين كه سيدمرتضي به نقل اخبار آحاد كه قائل به حجيت آنها نيست نميپردازد، نقل خطبه از سوي او به مفهوم اين است كه وي خطبه را در زمره اخبار آحاد نميداند.
- منحصر بودن شبهه به شبهه ذكر شده در بلاغات النساء و نقد آن از سوي مؤلف و عدم پيگيري اين شبهه از سوي ديگر راويان.
جايگاه اين خطبه در فرهنگ شيعي را ميتوان از ميزان و نوع اهتمام عالمان شيعه به اين خطبه دريافت.ذيلاً به سه نكته در اين زمينه اشاره ميشود:
1- اختصاص درصدي قابل توجه از آثار مربوط به حضرت زهرا سلام الله عليها به خطبه فدكيه.در يك بررسي آماري ميتوان به اين نتيجه رسيد كه حدود 11 درصد از منابعي كه پيرامون شخصيت حضرت زهرا سلام الله عليها نگارش يافته است، ضمن نقل تمام يا بخشي از اين خطبه به بررسي و تحليل و استنتاج از اين خطبه پرداخته اند .بررسي نموداري پراكندگي اين منابع در قرون مختلف هجري نشان ميدهد كه پس از قرنهاي چهارم و پنجم، توجه به اين خطبه به طور نسبي كاهش يافته و در قرنهاي يازدهم به اين سو همواره توجه به آن افزايش يافته است.به گونه اي كه در قرن چهاردهم هجري اين خطبه در 45 كتاب مورد بررسي قرارگرفته است و در دهه هاي نخستين قرن پانزدهم نيز تاكنون حداقل 55 كتاب پيرامون حضرت زهرا، سلام الله عليها تمام يا بخشهايي از مباحث خود را به اين خطبه اختصاص داده اند.اين مساله معلول حوادث مختلفي است كه اين مختصر مجالي مناسب براي پرداختن به آن نيست.اين گزارش كوتاه آماري جايگاه خطبه را نزد شيعيان نشان ميدهد.
2- ژرفا يافتن و همه جانبه نگرشدن نگاه به خطبه وجه ديگر توجه به اين خطبه، نزد شيعيان تحليل هايي است كه به ويژه در دهه هاي اخير پيرامون اين خطبه صورت بسته است.در اغلب موارد اين تحليلها صبغهي تاريخي دارد. با اين همه، گاه به اين خطبه به عنوان يك متن كلامي نگريسته شده و آموزه هاي معرفتي و هستي شناختي آن مورد توجه قرارگرفته و گاه وجه فقهي و وجه مرتبط با فلسفه احكام آن نظر پژوهشگران را به خود جلب كرده است و گاه وجه ادبي آن موضوع تحقيق و بررسي قرارگرفته است.متن اين خطبه به نظم نيز درآمده است و شعرايي صاحب نام همچون شيخ كاظم ارزي نيز بخش هايي از آن را به نظم كشيده اند.در اين ميان، شاهد افزايش آثاري هستيم كه در نگاهي همه جانبه نگر سعي كرده اند به همه اين وجوه توجه نمايند .نگاهي به اين گونه بررسي ها پيرامون خطبه نشان ميدهد كه هرچه زمان ميگذرد توجه به وجوه مختلف خطبه و نيز ژرفاي بررسي ها بيشتر ميشود.
3- نماد حقانيت مكتب اهل بيت عليهم السلام بودن خطبه بيترديد حضرت زهرا سلام الله عليها كه در اين خطبه از حق خود براي در دست داشتن فدك سخن ميگفت، تنها به يك مزرعه و درآمدهاي ناشي از آن توجه نداشت و فدك را بسان نماد حق از دست رفته، و دستيابي به فدك را به مثابه نشان دادن ضرورت تلاش براي بازگرداندن مسير جامعه اسلامي به همان مسير ترسيم شده از سوي حضرت ختميمرتبت مطالبه ميكرد. اين مشي از سوي ديگر معصومان عليهم السلام هم پي گرفته شده است .خطبه فدكيه نيز فراتر از يك خطبه بليغ ايراد شده از سوي دخت معصوم پيامبر، به يكي از نمادهاي تشيع در طول تاريخ بدل شده است و جوهره نگاه شيعيان به اين خطبه را همين مساله تشكيل ميدهد
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by ya-hidar.blogfa.com
Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM